نقد و بررسی فیلم Losing Man & Deadly Cold

[ad_1]

مرد بازنده شبیه هیچ یک از فیلم های مهدوی نیست. مهدویان در تمام آثارش نشان داده که بلد است با قهرمانان سلحشور فیلم داغ بسازد. حتی زمانی که از عناصر ملودراماتیک (مثل درخت گردو) استفاده می کرد، قهرمانانش فعال بودند و با اعمال خود به احساسات تماشاگر ضربه می زدند. اما بازنده فیلم دیگری است و احمد خسروی قهرمان دیگری. کسی که می داند دوره اش تمام شده، اما به سبک پیرمردها، نمی تواند آرام بنشیند و کاری انجام ندهد. اما مردان مسن تر شکست را به بی عملی ترجیح می دهند. آنها فعال هستند. اما جنسیت این عمل برای مرد بازنده متفاوت است. اگر اقدام موسی در قرعه‌کشی یک اقدام قهرمانانه تلقی می‌شد، اقدامات احمد خسروی پیشاپیش محکوم به شکست است. این تفاوت کلیدی مرد بازنده با دیگر فیلم های مهدوی است. با در نظر گرفتن مضمون کمدی، حتی شیشلیک را فیلمی ستیزه جوتر می دانند تا بازنده. به همین دلیل کسانی که فیلم را تماشا کردند پس از تماشای بازنده شوکه شدند. نقش آنها در فیلم مشخص نبود. با کارگردان دست دادند. این فیلم داغی نبود. شخصیت اصلی او عمل گرا بود، اما جنسیت عملگرایانه او متفاوت بود. فیلم عمدا سرد بود و همین سرما تماشاگر را گیج می کرد. بازنده فیلم دیگری بود و مهدویان این فیلم مهدوی های دیگر بودند.

نقد و بررسی فیلم Losing Manنقد و بررسی فیلم Losing Man

مرد بازنده یک فیلم ملویل است. برخلاف تصور نادرست بسیاری از منتقدان که سعی کرده اند فیلم را با فیلم نوآر آمریکایی مقایسه کنند، فیلم، برای مثال، از دنیای ملویل به جای فیلم نوآر آمریکایی آمده است. اولین دلیل برای اثبات این ادعا قهرمان فیلم است. قهرمانی که در مواجهه با زن مهلک فیلم اغوا نمی کند، اما با قدرت و خشونت فراوان به عقب رانده می شود. احمد خسروی آنقدر به دنیای خودش وابسته است و از ویرانی دنیایی که در آن زندگی می کند آگاه است که حوصله عاشق شدن مانند پیشینیانش در فیلم نوآر آمریکایی را ندارد. احمد خسروی، حتی راهی که او طی می کند، انجام وظیفه است تا قهرمان بودن. مثل جف کاستلو، سامورایی عادت به کشتن، گلزنی این پرونده دیگر برای احمد خسروی عادت و وظیفه نیست. جنسیت و سردی این قهرمان، فیلم بازنده را به فیلمی ملودیک تبدیل کرده است. فیلمی عالی که از دور به قهرمان خود می نگرد. این یک نگاه عمدی است. مهدویان نمی خواهد به احمد نزدیک شود. چون فیلم مثل لاتاری فیلم جنگی نخواهد بود. حالت فیلم دقیقاً همان چیزی است که رنوار در فیلم هایش خلق می کند. حداقل اکشن و کاملا حداقلی.

به تصاویر فیلم دقت کنید. بسیاری از عکس های مد روز. دوربین زیاد حرکت نمی کند. پر انرژی نیست بیشتر فیلم در سکانس های بسته و میانی می گذرد. انتظار می‌رود فیلم با این دوربین بی‌حس‌کننده‌ای که فیلم‌هایش فوق‌العاده سرد است، تماشاگران را در فضایی خفه‌کننده جذب کند. شب برای مرد بازنده زیبا نیست. روزها اکثرا بارانی است. هیچ نوری در فیلم وجود ندارد و این کمبود نور به ویژگی های شخصیت اصلی فیلم باز می گردد. مرد فقیری که بارقه امید را در زندگی خود از دست داده است. بنابراین، عکس‌های قدیمی فیلم به جای روایت داستان، نیاز به ایجاد موقعیت دارند. وضعیت احمد به عبارت دیگر، فیلم بیشتر به وضعیت بازنده می پردازد تا مثلاً داستان زیر. چنین فیلمی با این روایت مدرن برای مخاطب و حتی منتقد ایرانی عادت به فیلم های داغ غریبه است. بنابراین مشخص است که آنها حالت فیلم را نگرفته و روایت عجیب او از یک موقعیت پیچیده را رد کرده اند.

نقد و بررسی فیلم Losing Manنقد و بررسی فیلم Losing Man

این سبک روایت بسیار شبیه به شیوه ملویل در توصیف موقعیت ها است. برای ملویل، تقارن و ظاهر کلاه جف کاستلو مهمتر از داستان بود. مانند مهدویان در این فیلم بیشتر از داستان راه رفتن احمد خسروی یا لباس پسرش را برجسته می کند. چون در نهایت این موقعیت احمد است و نه داستان که فیلم را به پیچ و خم پلیس تبدیل می کند.

اما سوال اینجاست که چرا مهدویان در سال 1400 خود را مجبور به ساخت چنین فیلمی در فضای سردی کرد؟ مهدویان کارگردانی زیرک است و جامعه ایران را به خوبی می شناسد. جوامع از هم پاشیده، بی نظم و سرخورده ایران امروز از قهرمان کلاسیک استقبال نمی کنند. به همین دلیل مهدویان آرمان گرایی لاتاری را کنار گذاشتند و به طبیعت گرایی سرد و خشن روی آوردند. احمد خسروی حتی با خشونت و احساساتی که سردتر از داغ است، جامعه چندپاره ایران را نمایندگی می کند. جامعه ای که در آن همه صداها خاموش است و هیچ چیز خاصی ارزش قربانی کردن ندارد. بنابراین نباید از مدیر چنین جامعه ای انتظار قرعه کشی دیگری داشت. چنین جامعه ای قهرمانانی تکه تکه و مرده مانند احمد حسرف را به دنیا می آورد. بی ادب، بی حوصله و بازنده. بنابراین بازنده را باید فرزند زمان خود دانست. زیرا تصویری کامل از جامعه ایران را نشان می دهد. خیلی ها دوست ندارند چنین تصویری را باور کنند. اما حقیقت این است که روشنفکران و شهروندان ایرانی بازنده سعی می کنند آن را نپذیرند. واقعیت بازنده بودن

نقد و بررسی فیلم Losing Manنقد و بررسی فیلم Losing Man

این فیلم تعابیر سیاسی زیادی خواهد داشت و منتقد ایرانی که دوست دارد رمز را در زیرمتن فیلم کشف کند، ریشه شخصیت ها و مثلاً پیامبر را جست و جو می کند. ). اما این بدترین برخورد با چنین فیلم پیچیده ای است. زیرا از یک سو ابهام خوشایند ایجاد شده توسط فیلم را از بین می برد، از سوی دیگر فضای ایجاد شده توسط تصاویر فیلم را از دست می دهد. اگرچه در زیرمتن فیلم سیاست وجود دارد، اما فیلمی سیاسی نیست که ببازد. این یک فیلم پلیسی ناب است که تمام تلاش خود را می کند تا از طریق تصویر و وضعیت یک قهرمان مد خلق کند. این یک حال و هوای شناخته شده اما واقعی است که مخاطبی را که به ملودرام عادت کرده است منزجر می کند و همین واقعیت است که به آن بُعدی ترسناک می بخشد.

بازنده هیولایی است که تماشاگر را در سرمای خفه کننده فرو می برد و در نهایت او را در بلاتکلیفی رها می کند. وضعیتی که بسیار شبیه شرایط زندگی بیننده است. منتقد ایرانی که عادت به دیدن چنین تصویر وحشتناکی از خود ندارد، برای فرار از واقعیت با کلماتی مانند فیلم بلند، کند، سرد و… بازی می کند. اینکه جامعه بازنده انسان را بازنده می کند.

چهلمین جشنواره فیلم فجر:

[ad_2]

Dale Mckee

سازمان دهنده Wannabe. معتاد اینترنت متعصب زامبی. علاقه مندان به شبکه های اجتماعی. دانش پژوه مواد غذایی

تماس با ما